خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ (3) دوازدهم ادبیات و علوم انسانی

درس 7: ایران در دورۀ حكومت رضاشاه

بازدید34/3 K
تاریخ بروزرسانی1401/02/14

در سوم اسفند 1299 کودتایی در تهران به وقوع پیوست که پیامد آن زوال سلسلهٔ قاجار و برآمدن حکومت پهلوی بود. در این درس، شما با بررسی شواهد و مدارک تاریخی، زمینه‌ها و علل رویدادهایی را که منجر به شکل‌گیری حکومت پهلوی شد و نیز تحولات مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران را در دوران زمامداری رضاشاه (پهلوی اول) تجزیه و تحلیل خواهید کرد.

فعّالیت 1 (صفحهٔ 92 کتاب درسی)

 

پس از همفکری و مرور آموخته‌های قبلی، دربارۀ شیوه یا شیوه‌های معمول به قدرت رسیدن خاندان‌ها و سلسله‌ها در تاریخ ایران بحث و گفت‌وگو کنید.
خاستگاه بسیاری از حکومت‌ها در تاریخ ایران ایلی بوده است. معمولاً به دنبال سقوط یک سلسله، دوره‌ای از هرج و مرج در جامعه پیش می‌آمد و نیاز به امنیت و نظم و احساس می‌شد. در این شرایط هر ایلی که دارای نیروی نظامی رزمنده، آموزش دیده و ورزیده و شرایط قدرت‌گیری مناسبی بود به پا می‌خاست و کنترل اوضاع جامعه و حکومت را در دست می‌گرفت. گاهی با مشارکت ایل‌ها پیرامون یک خاندان حکومت تشکیل می‌شد مانند حکومت صفویان. این وضع تا دوران قاجار ادامه داشت. در پایان دورهٔ قاجار، حکومت پهلوی با کودتای نظامی و ابزارهای سیاسی قدرت را در دست گرفتند.

انگلستان و تغییر سلطنت در ایران

در اوایل قرن بیستم سیاستمداران انگلیسی برنامه تغییر سلطنت در ایران را پیگیری می‌کردند. دلایلی که آنها برای انجام این کار داشتند را می‌توان در این موارد خلاصه کرد:

1- انگلیسی‌ها از انتشار اندیشه‌های انقلابی کمونیست‌های روسیه در ایران و به خطر افتادن منافعشان بیم داشتند.
2- بعد از اکتشاف نفت و پی بردن به اهمیت آن در مبادلات جهانی، انگلستان سرمایه‌گذاری و طمع‌ورزی وسیعی در بخش‌های جنوبی کشورمان انجام داده بود.
3- ایران در مسیر ارتباطی هندوستان و اروپا قرار داشت و انگلستان می‌توانست با هزینه کمتری بین این دو منطقه کالا جابه‌جا کند.
4- بعد از انقلاب صنعتی، کشورهای اروپایی به تولید انبوه کالا دست زدند و ایران همواره یکی از بازارهای مورد توجه انگلستان بود. با رشد صنایع محصولات جدیدتری عرضه می‌شد که برای استفاده از آنها احتیاج به زیر ساخت‌های مناسب بود.
5- قیام‌های مستقل مردمی (مانند قیام میرزا کوچک خان و قیام شیخ محمد خیابانی) و ترس از پیروز شدن انقلابیون از نگرانی‌های نیروهای انگلیسی در ایران بود.
6- هزینه‌هایی که انگلستان برای حضور نیروهایش در ایران و نقاط دیگر جهان متحمّل می‌شد بسیار بالا بود و ترجیح می‌داد از نظامیان دست نشانده با هزینه کمتر استفاده کند.
7- انگلستان برای تغییرات مورد نظرش نمی‌توانست روی حکومت قاجار حساب کند چون بی‌کفایتی و فساد آنها به حدی باعث نفرت مردم از آنها شده بود که هیچ‌گونه همراهی با این سلسله نمی‌کردند.
8- بی‌نتیجه ماندن قرارداد 1919 این نکته را به انگلیسی‌ها یادآور شد که آگاهی مردم به خصوص بعد از ماجرای مشروطه بالا رفته و نمی‌تواند مانند هندوستان، ایران را به خاک بریتانیا اضافه کند. در نتیجه مأموران انگلستان در ایران تصمیم گرفتند تا شخص مورد اعتماد خود را به حکومت رسانند تا از طریق او بتوانند به‌صورت غیرمستقیم اهداف خود را در ایران پیاده کنند.

کودتای سیاه

دولت انگلستان برای دستیابی به اهداف خود، درصدد تغییر حکومت ایران برآمد؛ به این منظور، برنامهٔ کودتا طرح ریزی و اجرای آن به سفارت انگلیس و نیروهای انگلیسی مستقر در ایران واگذار شد. آیرون ساید، فرمانده نظامی نیروهای انگلیسی در ایران، به جست‌وجو در میان نیروهای قزاق پرداخت و به کمک سیدضیاءالدین طباطبایی که از سیاستمداران وابسته به انگلستان بود، یکی از فرماندهان نظامی به نام رضاخان که فردی بی‌سواد و البتّه مستبد بود را برای این منظور، مناسب تشخیص داد. آیرون ساید در قزوین با رضاخان ملاقات کرد و با توجه به اطلاعاتی که سیدضیاءالدین دربارهٔ او جمع‌آوری کرده بود، توانست وی را با اهداف خود هماهنگ کند.

احمد شاه قاجار به همراه رضاخان و رجال درباری
احمد شاه قاجار به همراه رضاخان و رجال درباری

آیرون ساید بعد از آماده کردن رضاخان برای انجام کودتا، به تهران آمد و به احمد شاه چنین القا کرد که حرکت نظامی رضاخان به سوی تهران، برای حفظ کشور و سلطنت ضروری است. با آماده شدن شرایط، قوای قزاق در بامداد روز سوم اسفند 1299 وارد تهران شدند و بی‌آنکه با مقاومت جدی روبه‌رو شوند، نقاط حساس پایتخت را تسخیر کردند. در پی این حادثه، شاه تحت فشار انگلیسی‌ها به ناچار سیدضیاءالدین طباطبایی را به نخست‌وزیری منصوب کرد. رضاخان نیز که مهره نظامی کودتا بود، به عنوان فرمانده ارتش، لقب «سردار سپه» گرفت. به فاصلهٔ کوتاهی، سیدضیاء (مهرهٔ سیاسی کودتا) استعفا کرد و به اروپا رفت؛ اما رضاخان (مهره نظامی کودتا) در مقام وزیر جنگ روزبه‌روز بر قدرت و نفوذ خود افزود.

رضاخان از نخست‌وزیری تا پادشاهی

رضاخان در سمت وزارت جنگ از سال 1300 تا 1302 ش، با دسیسه چینی و حمایت انگلستان، موقعیت خود را تثبیت کرد. سرانجام، شاه قاجار و مجلس به ناچار به نخست‌وزیری او رضایت دادند. احمد شاه بلافاصله به سفر اروپا رفت و رضاخان با استفاده از این فرصت، اوضاع و شرایط داخلی را برای برداشتن قدم نهایی یعنی رسیدن به سلطنت آماده کرد.

او برای رسیدن به اهدافش، ابتدا پیشنهاد کرد به جای حکومت سلطنتی، نظام «جمهوری» در کشور برقرار شود اما کسانی نظیر آیت‌الله مدرس، با شناختی که از رضاخان داشتند، این کار را ابزاری برای رسیدن او به قدرت می‌دانستند و با آن به مخالفت پرداختند و مردم را به حرکت بر ضد این پیشنهاد تشویق کردند؛ همچنان که آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری نیز، سوء استفاده از نام آزادی و مشروطه را وسیله‌ای برای افزایش نفوذ غرب و غرب‌گرایان سکولار در اداره کشور می‌دانست و آنچه پس از مشروطه تا سلطنت پهلوی رخ داد، دقت و واقع بینی این دیدگاه را نشان داد.

رضاخان، سرانجام حرف خود را پس گرفت. اما برای رسیدن به تاج و تخت سلطنت، دست از تکاپو برنداشت.

رضاخان در غیاب شاه که در اروپا به سر می‌برد، روز به روز موقعیت خود را بیشتر تحکیم می‌کرد و در عین حال، می‌کوشید تا با تبلیغاتی گسترده علیه احمدشاه، او را نسبت به سرنوشت مملکت بی‌اعتنا نشان دهد. احمد شاه پس از مدتی، تصمیم به بازگشت به ایران و حفظ سلطنت گرفت. انگلیسی‌ها وقتی که از تصمیم شاه برای عزیمت به ایران مطلع شدند، نزد او رفتند و ضمن مبالغه‌گویی در اوضاع آشفتهٔ ایران، صلاح او را در این دانستند که مدتی از رفتن به ایران چشم بپوشد تا رضاخان بتواند امنیت لازم را برای حضورش در کشور فراهم آورد.

هرچه توقف شاه در اروپا بیشتر طول می‌کشید، تبلیغات طرفداران رضاخان مبنی بر اینکه شاه علاقه‌ای به سرنوشت ایران ندارد، بیشتر می‌شد و مردم نیز کم و بیش این نکته را باور می‌کردند. پس از سرکوبی شورش خزعل و بعضی شورش‌های پراکنده دیگر، با توجه به امنیتی که رضاخان به وجود آورده بود، محبوبیت او افزایش یافت؛ در همین حال، در اثر تبلیغات طرفداران رضاخان، بدبینی مردم نسبت به احمد شاه و گرایش به رضاخان نیز بیشتر شد.

فعّالیت 2 (صفحهٔ 95 کتاب درسی)

 

بحث و گفت‌وگو کنید
- با توجه به آنچه در درس‌های قبل آموختید، دربارۀ تأثیر شرایط اجتماعی بر به قدرت رسیدن رضاخان گفت‌وگو کنید.
با کشیده شدن دامنهٔ جنگ جهانی اول به خاک ایران، مشکلات اقتصادی و اجتماعی فراوانی در ایران به وجود آمد. بروز قحطی‌های گسترده و گرسنگی و سوءتغذیه بسیاری از ایرانی‌ها را به کام مرگ فروبرد. در چنین شرایطی در نقاط مختلف ایران ناامنی‌ها و شورش‌هایی روی داد. بسیاری از حاکمان شهرها و روستاها به خودسری پرداختند و به صورت مستقل حکومت می‌کردند به طوری که از پرداخت مالیات به دولت مرکزی طفره می‌رفتند. حضور نیروهای بیگانه اوضاع را وخیم‌تر می‌کرد. نیاز به امنیت و رفع شورش‌ها، راهزنی، ناامنی، قحطی و ... زمینه را برای ظهور فرمانروایی رضاخان به عنوان عامل نجات‌بخش ایران آماده کرد.

به سلطنت رسیدن رضاخان

پس از آنکه عمّال انگلیس اذهان عموم مردم را به سود رضاخان آماده کردند، سرانجام درسال 1304 ش، ماده واحده‌ای به‌صورت طرح در مجلس شورای ملی مطرح شد که در آن، خلع قاجاریه از سلطنت و سپردن حکومت موقت به رضاخان خواسته شده بود. در این ماده واحده، پیش‌بینی شده بود که پس از خلع قاجاریه، مجلس مؤسسان برای تغییر چند ماده از قانون اساسی تشکیل خواهد شد و تکلیف قطعی سلطنت را تعیین خواهد کرد. جز چهار تن از نمایندگان مجلس - از جمله آیت‌الله مدرس و دکتر مصدق - سایر نمایندگان به این طرح رأی مثبت دادند. بدین ترتیب سرنوشت نهضت مشروطه، سلطنت مطلقه‌ای شد که مستبدتر از استبداد شاهان قاجاری بود و شاید متفکران فقیهی چون آیت‌الله سید کاظم یزدی و شیخ فضل‌الله نوری چنین سرنوشتی را در خشت خام مشروطه می‌دیدند.

با حمایت همه‌جانبه‌ای که از سوی دولت‌های بزرگ خارجی به عمل آمد، انتخابات مجلس فرمایشی مؤسسان برگزار شد. در آذر سال 1304 مجلس مؤسسان با نطق رضاخان افتتاح شد و پس از شش روز بحث و گفت‌وگو، رضاخان را به پادشاهی ایران انتخاب و سلطنت را در خانوادهٔ او موروثی اعلام کرد.

ماهیت برخی از اصلاحات و اقدامات رضاشاه

آغاز سلطنت پهلوی، در واقع فصل جدیدی از تاریخ ایران است که به «استعمار نو» شهرت دارد. در استعنار نو، ارتش و تجهیزات نظامی دشمن دیده نمی‌شود، بلکه مسئولانی که زمام امر را در دست دارند، وابسته به قدرت‌های مستکبر بوده و اقتصاد، فرهنگ و جامعه را به‌گونه‌ای معماری می‌کنند که منافع و خواست استعمارگران را تأمین کند.

تغییر سلطنت در ایران مورد تأیید برخی از روشنفکران بود. آنها بر این باور بودند که در سایه امنیت اولیه و سرکوب‌هایی که رضاشاه به‌وجود آورده بود، می‌توان برنامه‌هایی را جهت برخی تغییرات یا اصلاح امور در ایران پیاده کرد؛ تغییراتی که در نهایت سبب تثبیت موقعیت شاه بود و برای همین، وی از آنها استقبال می‌کرد. در اینجا به برخی از این برنامه‌ها اشاره می‌شود:

1- ایجاد ارتش منظم

رضا شاه که خود نظامی بود و با کودتای نظامی بر سر کار آمده بود، بلافاصله بعد از رسیدن به قدرت به گسترش و تقویت ارتش و پلیس پرداخت. این روند با اجباری کردن خدمت سربازی ادامه یافت و بخش عمده‌ای از مالیات هر ساله صرف خرید تجهیزات و سلاح جنگی می‌شد. هرچه ارتش قوی‌تر شد، قدرت رضاشاه برای سرکوب قیام‌ها و مخالفان حکومت هم افزایش یافت، در نتیجه فضای رعب و وحشت بیشتری ایجاد شد و زمینه برای اجرای تصمیمات دستگاه حاکم فراهم گشت.

2- تغییرات در شیوه اداره کشور

در بخش اداری، اجرای برنامه‌هایی که دولتمردان هم‌سو با رضاشاه ارائه دادند، تغییرات بسیاری در شیوه اداره ایران به وجود آورد. آنها با افزایش تعداد وزارتخانه‌ها و بازسازی آنها، دست به اصلاحات وسیعی زدند؛ ساماندهی ثبت احوال و اسناد، نهادهای آموزشی، ادارات دولتی و دادگستری بخشی از این تغییرات بود. دستگاه حکومتی اگرچه توانست با برقراری نظم و انضباط، زمینه توسعه را به‌وجود آورد ولی هم زمان باعث شد شاه قدرت و نفوذ بی‌اندازه‌ای در اداره کشور پیدا کند؛ تا جایی که با نادیده گرفتن اصول مشروطه و بی‌احترامی به مجلس و قوانین آن، به راحتی تصمیمات فردی خود را به اجرا در می‌آورد و تبدیل به مستبدی خودکامه شد. رضاشاه بعد از اطمینان از ساماندهی دستگاه اداری، همراهان و یاران نزدیکش را (که برنامه‌ریزان و مجریان اصلی اصلاحات بودند و بدون آنها نمی‌توانست کاری از پیش ببرد) به بهانه‌های مختلف زندانی کرد یا به قتل رساند.

3- احداث خط راه‌‌آهن سراسری

خطوط راه‌آهن یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های مورد نیاز توسعه به‌حساب می‌آید. در دوره قاجار خطوط محدودی در بعضی از مناطق ساخته شده بود ولی احداث راه‌آهن سراسری در زمان رضاشاه آغاز گشت. پیشنهاد بسیاری از صاحب نظران و نمایندگان این بود که این خط از شرق به غرب ساخته شود تا به این وسیله ایران به خط اصلی تجارت بین آسیا و اروپا متصل شود. ولی در نهایت رضاشاه تصمیم گرفت ریل‌های راه‌آهن از شمال به جنوب کشیده شود و بندر ترکمن را به بندر شاهپور متصل نماید.

مسیر شرقی غربی راه‌آهن می‌توانست دسترسی زمینی به هندوستان را برای دشمنان انگلستان تسهیل کند و این با منافع انگلستان در شرق در تضاد بود. در صورتی که احداث مسیر شمال جنوب، دسترسی انگلستان به منابع نفتی در مناطق شمال ایران و انتقال آن به خلیج فارس (برای حمل به اروپا) را آسان می‌نمود. در ضمن در صورت پیشروی روس‌ها در شمال ایران، انگلیسی‌ها (که بیشتر در جنوب ایران مستقر بودند) می‌توانستند نیروهای خود را به سرعت به شمال بفرستند و مانع نفوذ آنها شوند. در جنگ جهانی دوم همین مسیر به مهم‌ترین عامل ارتباطی نیروهای متفقین مبدل شد.

4- اسکان عشایر

عشایر بخش عمده‌ای از جمعیت ایران را تشکیل می‌دادند که رونق دامداری وابسته به فعالیت‌های آنان بود. شرایط زندگی عشایر باعث بالا رفتن توان نظامی آنان شده بود، آنها اغلب مجهز به اسلحه و ادوات نظامی بودند و بعضی اوقات برای حکومت‌های مرکزی ایجاد خطر می‌کردند. شرایط نابسامان ایران در اواخر قاجار قدرت این ایلات را افزایش داد و منجر به بروز شورش آنها در برخی مناطق شد. رضاشاه با هدف مهار کردن نیروی رزمی عشایر، اقدام به اسکان اجباری عشایر نمود. این اقدام که با خشونت بسیار و مرگ‌ومیر بالا همراه بود، ضمن ایجاد نارضایتی و خشم در بین عشایر، از رونق دامداری کشور کاست و باعث شد که کشور ما از نظر دامی به بیگانه نیازمند شود.

5- انباشت سرمایه شخصی

با افزایش استبداد فردی رضاشاه، زندگی فردی او نیز به کلی دگرگون گشت. او که تا قبل از کودتا، یک نظامی ساده بود توانست در این شرایط آن قدر مِلک و زمین تصاحب کند که او را به ثروتمندترین فرد ایران مبدل سازد. بیشتر این املاکِ مرغوب و پردرآمد در منطقه اجدادی وی قرار داشت. بخشی از این املاک با مصادره مستقیم، بخشی دیگر با نقل و انتقال مشکوک اموال دولتی و بخشی دیگر با مجبور کردن زمین‌داران بزرگ و کوچک به فروش زمین‌هایشان به‌دست آمده بود.

این اقدامات وی باعث برانگیخته شدن خشم عمومی در سطوح مختلف شده تا جایی که هنگام ورود متفقین در جنگ جهانی دوم و اقدام آنها برای برکناری و تبعید رضاشاه، تقریباً هیچ صدای اعتراضی برنخاست.

6- یک شکل کردن لباس‌ها و کشف حجاب

رضا شاه به نام تمدن و تجدد و مبارزه با کهنه پرستی، به یک شکل کردن لباس‌ها و نیز برداشتن حجاب بانوان اقدام کرد. حکومت پهلوی و روشنفکران غرب‌گرا گمان می‌کردند که راه ترقی و پیشرفت با نابودی دین و سنن اصیل ایرانی هموار می‌شود. اما مردم مسلمان ایران در برابر این اقدامات دست به مقاومت زدند که از آن جمله باید از قیام مردم مسلمان مشهد در مسجد گوهرشاد نام برد که در جریان آن، عدهٔ زیادی کشته و مجروح شدند.

رضاشاه دانش آموزان را هم به استفاده از کلاه پهلوی مجبور کرد.
رضاشاه دانش‌آموزان را هم به استفاده از کلاه پهلوی مجبور کرد.

رضاشاه که تصور می‌کرد مهم‌ترین راه پیشرفت و توسعهٔ کشور تقلید از غرب و اشاعهٔ فرهنگ غربی است، پس از مسافرت به ترکیه و آشنایی با آتاتورک، رئیس جمهور آن کشور، به تقلید از او به مبارزه با همهٔ سنت‌های اسلامی پرداخت. او در این راه حتی مأموران مخصوص در کوچه و خیابان شهر گماشت که وظیفه داشتند به زور چادر را از سر زنان بکشند. رضاشاه برای تضعیف روحانیت، دستور داد که روحانیون نیز لباس‌های مخصوص خود را کنار بگذارند. به دستور وی، دفترخانه‌های شرعی تعطیل شدند و دخالت روحانیون در مسائل اجتماعی اکیداً ممنوع اعلام شد. عزاداری سیدالشهدا غدغن شد و از انجام پذیرفتن بسیاری از آداب مذهبی به شدت جلوگیری به عمل آمد. سرکوب خشن رضاخانی و برخورد اهانت‌آمیز او با ایمان و احساس عمیق دینی مردم ایران، پایه‌های سلطنت او را بیش از پیش سست کرد.

رضاشاه و آتاتورک
رضاشاه و آتاتورک

از میان برداشتن مخالفان و شهادت مدرّس

رضاشاه برای رسیدن به اهداف خود، تمامی مخالفان را از سر راه خود برداشت. بعضی از آنها را تبعید کرد، عده‌ای را زندانی نمود و تعدادی را خانه‌نشین کرد. یکی از سرسخت‌ترین مخالفان وی، سید حسن مدرس بود. مدرس، روحانی مبارز و خستگی‌ناپذیری که آرزویش نجات ایران از چنگال استبداد و استعمار بود، در دوران نخست‌وزیری رضاخان و پس از به سلطنت رسیدن او، یگانه دشمن سرسخت و جدی وی به شمار می‌رفت.

وجود مدرس در تهران خطری جدی برای ادامهٔ حکومت رضاشاه به حساب می‌آمد. از سوی دیگر، رضاشاه می‌دانست که نمی‌تواند مدرس را مانند دیگر مخالفان، بدون توجه به عکس‌العمل مردم به راحتی از بین ببرد؛ از این‌رو، درصدد برآمد که ابتدا او را تبعید کند و پس از آنکه قدرت خویش را تثبیت کرد، به قتل وی اقدام کند؛ به این ترتیب، در مهرماه 1307 مأموران شهربانی به منزل این روحانی والامقام هجوم بردند و او را به خواف تبعید کردند. مدرس سال‌ها در خواف زندانی بود. سرانجام پس از فراهم شدن زمینه، وی را از خواف به کاشمر بردند و پس از مدت کوتاهی، در 10 آذر 1316 او را در همان جا مسموم کردند و به شهادت رساندند.

رضاشاه و سیاست گرایش به آلمان

هم‌زمان با آغاز سلطنت رضاشاه، انگلیسی‌ها تصمیم گرفتند با تقویت کشور آلمان که همچنان گرفتار مصائب جنگ جهانی اوّل بود، کمی از مشکلات اقتصادی کشور یاد شده بکاهند و با این همکاری، مانع از افتادن آلمانی‌ها به دام کمونیسم شوند. از نظر انگلیسی‌ها، در آن شرایط، بهترین راه مساعدت به آلمان این بود که سیاستمداران انگلیسی به رؤسای کشورهای تحت سلطهٔ خویش دستور دهند تا امکان فعالیت‌های تجاری و صنعتی آلمان را در این کشورها فراهم سازند؛ به همین دلیل، رضاشاه درهای کشور ایران را به روی سرمایه‌های آلمانی گشود.

پرسش‌های نمونه (صفحهٔ 98 کتاب درسی)

 

1- با توجه به آنچه در درس‌های قبل آموخته‌اید بیان کنید که به نظر شما شرایط اجتماعی به قدرت‌گیری رضاخان کمک کرد یا برعکس؟ چرا؟
بله، زیرا مردم در دورهٔ هرج و مرج سال‌های پس از جنگ جهانی اول، نیاز به امنیت و آرامش داشتند. مثلاً بازرگانان و کشاورزان برای از سرگیری فعالیت‌های اقتصادی خود و همین‌طور مردم عادی برای فعالیت‌های روزمرهٔ خود نیاز به ثبات سیاسی داشتند. شورش‌های اجتماعی و ناامنی‌ها باید رفع می‌شد و کشور از تجزیهٔ خان‌ها و حکام خودسر نجات پیدا می‌کرد. از این رو مردم انتظار ظهور حکومتی مقتدر را داشتند.

2- رضاشاه برای حذف احمدشاه از صحنۀ سیاسی ایران چه کرد؟
ابتدا احمدشاه را راضی کردند او را به نخست وزیری انتخاب کند. سپس با رفتن احمدشاه به اروپا برقراری نظام جمهوری را پیشنهاد کرد که ناکام ماند. سپس کوشید با تبلیغاتی گسترده علیه احمدشاه، او را نسبت به سرنوشت مملکت بی‌اعتنا نشان دهد. مردم نیز با توجه به امنیتی که رضاخان در کشور ایجاد کرد به حکومت او گرایش پیدا کردند. سرانجام مجلس مؤسسان با تغییر چند مادهٔ واحده از قانون اساسی رضاخان را به پادشاهی انتخاب کرد و قاجاریه را از سلطنت خلع کرد.

3- مجلس مؤسسان تکلیف قطعی سلطنت قاجار را چگونه مشخص کرد؟
با تشکیل مجلس مؤسسان، چند ماده از قانون اساسی برای واگذاری سلطنت به رضاخان و خلع قاجاریه، تغییر کرد. سرانجام پس از شش روز بحث و گفت‌و‌گو، این مجلس، رضاخان را به پادشاهی ایران انتخاب و سلطنت را در خانوادهٔ او مورثی اعلام کرد.

4- اقدامات فرهنگی رضاشاه و پیامد آنها را توضیح دهید.
رضاشاه با نام تمدن، تجدد و مبارزه با کهنه‌پرستی اقدام به یک شکل کردن لباس‌ها و کشف حجاب بانوان (برداشتن حجاب) کرد. اما مردم در مقابل این حرکت مقاومت کردند. از جمله قیام مردم مسلمان مشهد در مسجد گوهرشاد که در جریان آن عدهٔ زیادی از مردم کشته شدند.

5- توضیح دهید چرا رضا شاه سیاست گرایش به آلمان را پیش گرفت.
انگلیسی‌ها برای مساعدت به آلمان که گرفتار مصائب جنگ جهانی اول بود، زمینه را برای فعالیت‌های تجاری و صنعتی آلمان در ایران فراهم کردند با این امید که از افتادن آلمانی‌‌ها به دام کمونیسم جلوگیری کنند؛ به همین دلیل، رضاشاه درهای کشور ایران را به روی سرمایه‌های آلمانی گشود.

درس 7: ایران در دورۀ حكومت رضاشاه